على آقا نورى

220

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

امامت او را با هركدام از اصحابت كه مورد اطمينان است در ميان گذار . در ضمن حديثى ديگر كه راجع به امر امامت امام كاظم است ، امام صادق بعد از آگاه كردن فيض بن مختار از جانشين خود به وى مىگويد : بدان كه خداوند به ما اظهار اين مطلب را به كسى پيش از تو اجازه نفرموده است . « 1 » 8 - يكى از اصحاب امام كاظم عليه السّلام نيز مىگويد به آن حضرت عرض كردم : مانند خبرى كه پدرت عليه السّلام به من فرمود ، شما هم بفرماييد . امام فرمود : آرى ، پدرم در زمانى بود كه مانند اين زمان نبود يعنى در اين زمان بايد تقيه كرد . به حضرت عرض كردم : هركه به اين جواب قناعت كند ، لعنت خدا بر او باشد ! حضرت را خنده سختى گرفت ، سپس فرمود : اى ابا عمار ! به تو خبر دهم كه من از منزلم بيرون رفتم و به فلان پسرم وصيت كردم و در ظاهر پسران ديگرم را هم با او شريك كردم ولى در باطن تنها به او وصيت كردم . اگر كار دست من مىبود ، امامت را به پسرم قاسم مىدادم كه او را دوست دارم و نسبت به او مهربانم ، ولى اين اختيار با خداى عزوجل است ؛ هركجا خواهد قرار دهد . خبر امامت او ( در خواب ) از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من رسيده و خود او و معاصرانش را به من نشان داده است ، و او نيز تا از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و جدم على صلوات الله عليه دستورى نرسد به كسى از ما وصيت نكند . « 2 » 9 - على بن عمر و عطار گويد : خدمت حضرت ابو الحسن عسكرى ( امام دهم ) عليه السّلام رسيدم ، و هنوز پسرش ابو جعفر ( محمد ) زنده بود و من گمان مىكردم او امام است . عرض كردم ( قربانت گردم ) كدام يك از پسرانت را امام بدانم ؟ فرمود : تا امر من به شما نرسد ، هيچ‌يك را به امامت مخصوص ندانيد . عطار گويد : بعد از مدتى دوباره به حضرت نوشتم : امر امامت متعلق به كيست ؟

--> ( 1 ) . كلينى ، ج 1 ، كتاب الحجة ، باب الاشارة و النص على ابى الحسن موسى ، حديث‌هاى شماره 3 و 4 و 9 . ( 2 ) . همان ، باب الاشارة و النص على ابى الحسن الرضا ، حديث 14 .